تبليغاتX
نوشته های عاشقانه

نوشته های عاشقانه

LOVE WORDS FOR STONE HEARTS

:::::منتظری چه اتفاقی بیفتد؟:::::

:::::
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست؟:::::

:::::
منتظری چه اتفاقی بیفتد ؟:::::

::::::
اینکه از چشمهای شب زده ام بجای باران برف ببارد ؟:::::

:::::
اینکه ستاره ها در آسمان برای نیاز نیمه شبم راه باز کنند ؟:::::

:
اینکه تمام پروانه ها و پرستوهای سرگردان بعد دعاهایم آمین بگویند ؟:

:::::
نه عزیز دلم:::::

:::::
هیچ اتفاق مهمی نمی افتد::::: !

:::::
جز پژمردن چشمهای سرخ و سیاه من:::::

::::::::
جز به خاک افتادن ساقه های احساس ِ بچه گانه ام::::::::

:::::::::::::::::::
منتظری بمیرم تا برگردی ؟::::::::::::::::::::::

::::::
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست ؟::::::

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

واقعا نمی دانم كه با چه بیانی زیبایی عشق تو را بسرایم.
تمام غم های من با لبخندی كه بر لبهای شیرینت نقش می بندد از بین می رود.
تمام شیرینی زندگی ام با كوچكترین غمی كه بر چهره تو می نشیند محو می شود.
عشق من لحظه ای نیست كه در یاد تو و غرق در خیالت نباشم.
گلم نمی دانم چطوربگویم كه چقدر دوستت دارم
و چه اندازه میزان محبت تو در دلم ریشه افكنده است.
فقط آرزو میكنم كه زندگیم حتی برای یك لحظه هم كه شده
كوتاه شود و تمام آن را در كنار تو باشم.
روز به روز كه می گذرد آتش محبتت در دلم بیشتر می شود
و من به خاطر این محبت تو از صمیم قلب می گویم كه:

" نیــــازمــ با تمــامــ وجـــود دوستت دارم "

تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمی شوی
تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمی شوی
همیشه تو را در میان قلبم می فشارم تا حس کنی

تپش های قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت می تپد

نوشته شده در شنبه 19 فروردین1391ساعت 18:48 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

؟____اومدم یه ذره با خودم تنها باشم....____؟

؟___خیلی وقت است فراموش کرده ام___؟

؟_____کدامیک را زودتر می کشم____؟

؟_________رنج ؟_________؟

؟______انتظار؟______؟

؟__یا نفس را ...؟؟؟؟__؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Emo Girl 72 Alone Images

گلوی آ دمی را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه

جا باز شود!!!

دلتنگیهایی که جایشان نه در دل...که در گلوی آدم است!!

دلتنگی هاییکه میتوانند آدم را خفه کنند!

*******

گاهی حجم دلتنگی هایم آن قدر زیاد میشود که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود ......

دلتنگم.....

دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید

دلتنگ خودم

خودی که مدتهاست گم کرده ام

می خوام برم

می خوام برم یه جای دور

دنیا روز به روز داره برام تنگ تر میشه

دارم خفه میشم

دیگه اشکی برای گریه کردن ندارم

چشمام درد میکنه ، میسوزه

زمستون چرا تموم نمیشه

من که داشتم می رفتم خدایا حکمت تو چی بود که من نفهمیدم

خدایا یه لحظه گوش بده باهات حرف دارم

بگو چرا ....... آخه چرا ؟

انگار یه ساله که زمستونه

انگار سال هاست که توی برزخ ام

ای خالق قصه من ، این من و این تو

بر زخم دلم چاره ای کن

***********

شيطان محترم است !!!  

او نخستين کسی بود که فهميد " انسان " جنبه‌ی سجده کردن ندارد ... 

نوشته شده در جمعه 26 اسفند1390ساعت 11:14 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده

برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...

برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...

حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...!

برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش...

خنده هایی که دارم فراموششان می کنم...

و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام!

                                                     

                                                             راستی...؟؟؟؟


می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت !؟

جایی که می ری مردمی داره که می شکننت..

نکنه غصه بخوری ، تو تنها نیستی..

تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری، قلب می ذارم که جا بدی...

اشک می دم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم...

نوشته شده در جمعه 28 بهمن1390ساعت 3:14 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

حوصله ات که سر میرود با دلم بازی نکن...!

مـــن در بـی حوصلـگـی هایم با تـــو زندگی کردم...

انتظار

تنهاییَت را دست نزن ، تنها تر میشوی..!!!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥

♥♥

میخواستم بهت بگم  چقدر پریشونم

 دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم

 تحمل میکنم بی تو به هر سختی

 به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

 به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه

 که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو میخندی چه شیرینه گذشتن تازه می فهمم

تو رو میخوام تموم زندگیم اینه

دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای من...

نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 13:34 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

دستانم تشنه دستان تو، شانه هایت تکیه گاه خستگیهایم
به پاکی چشمانت قسم تا ابد با تو میمانم
بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم
چون میدانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
عزیزم دوسـ ـت دارم


 

هَـميشه بـآيد کَسـي باشد
کـــہ  مــَعني سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هايَتـــ را بفهمد

هَـميشه بـآيد کسـي باشد

تا بُغض‌هايتــ را قبل از لرزيدن چـآنه‌ات بفهمد

بـآيد کسي باشد

کـــہ  وقتي صدايَتــ لرزيد بفهمد

کـــہ  اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...

کسي بـآشد

کـــہ  اگر بهانه‌گيـر شدے بفهمد

کسي بـآشد

کـــہ  اگر سردرد را بهـآنه آوردے براي رفتـن و نبودن

بفهمد به توجّهش احتيآج داری
 
بفهمد کـــہ درد دارے

کـــہ زندگي درد دارد

بفهمد کـــہ دلت براي چيزهاے کوچکش تنگــ شده استــ

بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زيرِ باران...

براے بوسيـدَنش...

براے يك آغوشِ گَرمــ تنگ شده است

هميشه بايد کسي باشد

هميشه...

نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 12:18 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

من فقط یه چیز  می گم: 

اگه تو از دنیای بیرون خسته و ناراحتی من از دنیای درونم به تو آرامش می دم...

اگه تو  از هوای بیرون سردت شده من از دنیای درونم به تو گرما می دم...

اگه تو از بی وفای بیرون گرفته ای من از دنیای درونم باهات وفادار می مونم با تموم وجودم!

فقط ازت می خوام  بهم "اعتماد کنی"       

همین...!! 

                            

      چــقــدر سـخـته بـعـد ســــالـــــها انـتـــظار نـیـمـه گـمـشـدتـو کامـل بـیـابــی

نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 21:42 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|


درد دارد …
وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

http://450.ir/upload/img/1001/1115-01-218113162i217-siz-59890.jpg

 

 


مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش …
ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حتی خودت هم نفهمیدی که دوستت دارم راستی دیگه نه چون خسته شدم ...

از اسم تو که مدام بر سر زبانم می آید خسته شدم .....

 هرشب به این فکرم که تو در آغوش کی هستی....

باز کی می توانم تورا ببینم؟؟؟ آیا می شود؟؟دیگر خسته شدم....

 با عشقه جدیدت خوش باش من هم می دانم که دیگر به 

احساس 

 عشق

 و

........

  احتیاجی ندارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خسته شدم...

خسته ام میفهمی؟!

خسته از آمدن و رفتن و آواره شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.

خسته از حس غریبانه این تنهایی...

بخدا خسته ام از این همه تکرار سکوت...

بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ...

بخدا خسته ام ازسقوط...

نوشته شده در شنبه 21 آبان1390ساعت 20:25 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

براش بنويس دوستت دارم

 آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن

 ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست .

گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس ..

 تو ... بنويس

****_-_-_****_-_-_****_-_-_****_-_-_****_-_-_****

خدا چرا؟؟؟؟؟

میبینی عزیزم که چقدر دنیا بی وفاست؟ میخواهند ما را از هم جدا کنند. میخواهند کاری کنند که ما در حسرت هم بنشینیم. خورشید دیگر برای ما نمی تابد ، حتی او نیز دلسوز ما نیست. گلی چیدم و خواستم آن را به تو بدهم ، طوفان آمد و آن گل را پرپر کرد. سرنوشت با ما نامهربان است ، جرم من تنها عاشقیست روزگار با ما ناسازگار است. در این دنیا باشم یا در آن دنیا ، برای تو میمیرم. آخر قصه شیرین است آنگاه که با دلی عاشق از این دنیا میروم. زمین و زمان با ما نمیسازند ، لحظه ها تند تند میگذرد ، انتظار معنایی ندارد، نمیدانند در دل ما چه میگذرد. صدای ما را کسی نمیشنود ، درد دل ما را کسی نمیفهمد ، راز قلب ما را کسی نمیداند، انگار باید رفت از اینجا ، باید سوخت در این راه ، برای من زیباست این لحظه ها زیرا عاشقم ، عاشق تو که لایق منی عزیزم. مرگم نزدیک است ، آنگاه که حکم حبس ابد در آن دنیا برای قلبم از سوی سرنوشت صادر میشود . میخواهند به جرم اینکه عاشقت هستم قلبم را به طناب دار بیاویزند، آه چه شیرین است از عشق تو مردن. چه شیرین است آنگاه که تو در قلبمی و من میمیرم ، احساس میکنم همراه با تو به آن دنیا میروم. میبینی عزیزم که چقدر سرنوشت بی وفاست؟ گناه من این است که دیوانه تو هستم ، مرا از این دنیا جدا کردند چون دیوانه ام. ای روزگار  بگذار وصیتی بنویسم برای معشوقم ، تنها یک کلام ، یک لحظه. وصییت من به او این بود که از تمام دار دنیا قلبی دارم که تنها تو درون آن هستی پس دیگر چیزی ندارم به تو بدهم جز کلامی که درون قلبم برای همیشه میماند و آن کلام این است :

 خیلی دوســـتــت دارم.

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان1390ساعت 20:45 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

                                    ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ...
                                     ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ , ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ !ﺍ
 
 
چقدر دستاتو کم دارم
چقدر دلتنگ چشماتم
تورو میبینم از دورو
هنور محو تماشاتم
چه بی حاصل به دور تو
مثه پروانه میگردم
گناهم شاید این بوده
که من عاشقترین مردم
دلم خوش بود که تقدیرم
به دست تو گره خورده
کسی جز دست نا اهلت
دل مارو نیازرده
دلم خوش بود با عشقت
غم دنیا حریفم نیست
شنیدم عاقبت گفتی
که عاشق مثل من کم نیست
گلم ، دلم ، ندارمت
به روم نیار که باختمت
به جون عاشقم قسم
دست خــدا سپردم
ــ**ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ**ــ

می دونم بر نمی گردی...

ولی بازم صدات می کنم...

واسه همیشه رفته اما هنوزم دوسش دارم...

برای چه هنوز دوستش دارم نمی دونم...

ولی هنوز هم توی تک تک قطره های بارون ...

خاطرات روزهای بودنش را می بینم...

بـراى تو مـى نویسـم ....

بـا چشـم هـاى پر از اشـک کــجایى که ببـینـى چه به روزم اومـده....
هیـچ وقـت نذاشتـم تنهـا بمـونـى اما چــرا ؟؟؟؟
جـواب اون همـه محـبت فقـط یک مـشت خـاک و خاطـره شـده....
به خـدا گفتـه بـودم بدون تو نفـس کشیـدن هم برام سختـه نمى دونم شاید خدا باورش نشد....
اما الان دارم نفس مى کشـم چون خدا دعـاتو مسـتجاب کـرد تو را بیشـتر از من دوست داشـت
تو نمى دونى با دعایـى که کـردى چه به روزم آوردى...
آخه تنهـایى هم شد زندگـى بدون تـو ..
آخ اگه بدونـى چقدر سـخته...
تو رفتـى اما سهـم من تنهـایى شــد ....
هنـوز بعد این همه وقت باورم نـشده ....
امروز هم به یاد تو تنهـاى تنها بودم همه رفـتن اما من مونـدم ...
موندم تا با خاطـراتـت تنهـا باشم یاد روزهـاى قبل بودم که کـنارم بودى ...
امروز خیلى برام سـخت بود ...
اومـدم بازم برات درد دل کـردم مى دونم همیشه دوست داشتى من شاد باشم اما بـدون تو هــرگز نمى تونـم شاد باشم .. شـادى تو منو شاد مى کـرد وجود تو بود که منـو امیـدوار به زندگى مى کـرد اما الان بـدون تو هر روز ســختر از روز گذشـته مى گــذره....

--__--__--__--__--__--__--__--__--

دوستان عزیز این ادرس سایتمه
با حضور گرمتون خوشحالم کنید.

www.best4love.tk

اگه سر زدی عضویت یادت نره
نوشته شده در شنبه 2 مهر1390ساعت 18:37 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

  نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن



    ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...


    کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...


    کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم


    و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است


    میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...


    کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...


    میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود


    میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

-_-_-_**-_-_-_-**_-_-_-**_-_-_-_-**_-_-_-**-_-_-_-**-_-_-_-**-_-_-_-**_-_-

 

                                

                                                      I Love You

نوشته شده در شنبه 8 مرداد1390ساعت 10:43 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

یادمه وقتی کنارم نبودی بهت می گفتم ای کاش کنارم بودی

بهم میگفتی من کنارتم ولی تو منو نمیبینی

بهم میگفتی دستام توی دستت هست

بهم میگفتی دستات چرا اینقدر سرده؟

میگفتی باگرمای دستم سردی دست تو از بین میره

اون موقع خوب با این حرفات یادم میرفت که ازم دوری

فکر میکردم واقعا کنارمی

ولی

الان که تو نیستی و من روی زمین تنها

واقعا احساس میکنم که ازم دوری

واقعا احساس میکنم که تنهام

چون دیگه نیستی که با حرفات ارومم کنی
دل من...؟؟؟!!!




در آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم

نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پايت افتاده است نرو

لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن

تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم

نرو.....

نگذار دوباره تنها شوم....

نرو....

_________________________


مرده متحرک


وقتی نمیدونی تو دلت چی میگذره !

وقتی نمیدونی از این دنیای لعنتی چی میخوای!

وقتی قبل از اینکه چیزی رو بخوای اون چیز نابود میشه !

وقتی همه باهات قهرند!

وقتی نفــــــــــــــــــرین شده ای !

چه دلیلی داره که ارزویی داشته باشی؟ چه دلیلی داره چیزی رو دوست داشته باشی ؟ چه دلیلی داره به زندگی ادامه بدی؟



نوشته شده در چهارشنبه 1 تیر1390ساعت 0:7 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

تمام شب را به آسمان خیره بودم...

فکر میکردم .. کجای این دنیا کسی مثل من .. 

وسوسه بی خوابی دلتنگیش را قلقلک میدهد!

من فراموش شدم راستی.. همان لحظه ای که از من شکستی!

و از بالای آسمان قلبت ! درست همانجایی که باهم ستاره پر پر میکردیم!

آهسته آهسته پایین آمدم پیش از آنکه دلت را تکان دهی و پایینم بیاندازی !

خودم آهسته آهسته اشک ریختم و پایین آمدم ..

خیالت از اشک هایم خیس نشد؟

دلت نسوخت؟

این آسمان و تمام ستاره هایش را می سپارم به تو..

دیگر نگاهشان نمیکنم..تمام شب قول میدهم با چشم های بسته پرواز کنم..

اگر بگویی که بخشیده ای مرا..

خورشید در دهان تو بود و من پروانه بودم آن روزها...

و هرچیز و هر کس به ما حسود بود..به این من .. به این تو ..که باهم ما شد..

و هیچکس امروز التماس دلم را باور نکرد وقتی گفتم که هنوز بی تابم..

و پشیمانم از هر هوسی که عشق نامیدمش و به رخت کشاندم..

تو دوستم داشتی و من کودک بودم به آن همه مهر ِ تو..

این دل به هر عشقی حریص است..

و با هر آسمانی که ستاره دارد عشق بازی میکند..

دوست داشتم..تو را..همه آن روز ها وشب هارا..همه آن دوستت دارم هارا..

دوست داشتم...زخم هایمان را...درد هایمان را..آن روزهارا..

آرزو هایمان را که هر دو فقط یکی داشتیم و من ..

آرام نمیشود این تن.. این روح.. این من...آراااااااااااااام نمی شود!

بی قرار.. بی تاب.. همیشه دلتنگ... دلتنگ یک حس.. که بود و حالا نیست..

حسی که بی خوابی داشت.. حسی که بغض داشت..

حسی که فریاد داشت.. درد داشت.. درد داشت

بگو چرا آسمون تو بی حصار بود ؟ بگو چرا دنبال قفس بودم..

این دل.. آوار شد.. ریخت.. تمام شد..

و حالا همه عشقت را به موهای ستاره ها می آویزم..

دوباره عاشقی را فریاد میزنم . تمام روز را یک پروانه میشوم..

روی شمعی می نشینم ! آهسته آب میشوم

نوشته شده در دوشنبه 26 اردیبهشت1390ساعت 22:56 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

تورا گم کرده ام امروز

وحالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند

و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند

نمی دانی چه غمگینند

چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو

نمی دانم چه خواهد شد

پر از دلشوره ام ، بی تاب و دلگیرم

کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در هر لحظه می میرم...

    --__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--

عشق مرگ نيست زندگى است.

سخت نيست عين سادگى است.
عشق عاشقانه هاى باد وگندم است .
اولين پناهگاه کودکى آخرين پناهگاه آدم است.
زندگى زيباست حتى اگر کور باشى ؟
خوش آهنگ است حتى اگر کر باشى مسحور کننده است حتى اگر فلج باشى؟
اما بى ارزش است اگرثانيه اى عاشق نباشى
اگر مى دانستى دل ترک خورده ى من با ياد چشمان بارانى ات شکسته تر مى شود
هيچ گاه به من پشت نمى کردى

اگر مى بينى کسى به روى تو لبخند نمى زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن

                 -__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__---__--__--__--__

                 گریه فقط کاره منه تو اشکاتو حروم نکن    

                            به واژه ای نمیرسی اینجوری پرسو جو نکن

                                                 فاصله ها مال منن تو فاصله نگیر ازم

                                                           بمون که باورت بشه گریه نمیشه سیر ازم

نوشته شده در جمعه 2 اردیبهشت1390ساعت 14:52 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

  

             *******************                            *****************

        *****************همه بغزشون گرفته چرا بارون نمى ياد**************

    ****************ليلى مورد از غم دورى چرا مجنون نمى ياد....؟؟؟************

  **************روى ماهش كجا پنهون شده ...؟؟؟...اون رفته كجا...؟؟؟*************

*******************چرا از اون ور ابرا ديگه بيرون نمى ياد...؟؟؟*******************

  **************منو كشتى تو با اون خنجر دوريت...اجـــــــــــــــــــــبه...*************

     ****************چرا از اين دل ديونه يكم خون نمى ياد...؟؟؟***************

 *تو دلم فقط يه بار مهمونى بود تو اومدى...در هارو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمى ياد.*

          *******دو , سه بار واست نوشتم مثل آينه ميمونى...تـــــــــــــو....********

               ********تـــــــــــــو يه بار جواب ندادى چرا شمدون نمى ياد...******

                      *******عمرى اثيرتم...اثير اون چشمايه نــــــــاز...*******

                          **** يه ملاقاتى واسم يه بار به زندون نمى ياد....***

                                *هيچكى سراغ اين كلبه ى ويرون نمى ياد....*

          گاهى  وقتها ايقدر حال و هوام ابرى ميشه كه قد اشكاى من از رود كارون نمى ياد....

                                        توى نامه آخرى كلى دليل آورده بود....

مثلاً:                      -_-_-_-_-_-_-_-_-             -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

                 -_-_-_-_-_-_-چون تشنه اند ياسهايه گلدون نمى ياد....-_-_-_-_-_-_-

                -_-_-_-_-_-_-_-لااقل كاش راستشو برام نوشته بود....-_-_-_-_-_-_-_-

                  -_-_-_-_-_كاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمى ياد...-_-_-_-_-

                            -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

                                    -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

                                          -_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

                                                -_-_-_-_-_-_-_-_-

                                                      -_-_-_-_-

  لااقل كاش راستشو برام نوشته بود.... كاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمى ياد...

             --__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--

          وقتي فهميد ميخوامش ، خنديد و رفت / التماس رو تو چشام ديد و رفت

                با تمام خوبيهام اون بي وفا / رنگ غم تو چشام پاشيد و رفت

                      --__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__--__-

                          کم کم ز يادم ميروي اين روزگار و رسم اوست /

                           اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين ميکنم

                          -__--__--__--__--__--__--__--__--__--__

خدايا دلم گرفته ، ميان اين همه آرزوها ، دلتنگ ترين بنده ات را درياب

نوشته شده در یکشنبه 14 فروردین1390ساعت 21:49 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

 

 

****************                                              ******************

*****************************               *****************************

******************بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی*********************

******************آهنگ اشتیاق دلی دردمند را********************

**********شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق*********

*******آزار این رمیده ی سر در کمند را*********

**بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت...**

اندوه چیست؟ عشق کدام است؟ غم کجاست؟

*بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان... *

*عمری است در هوای تو از آشیان جداست*

*بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح... *

*بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب*

*بیمار خنده های توام*

*بیشتر بخند،*

*خورشید آرزوی منی... *

*گرمتر بتاب گرمتر بتاب*

*گرمتر بتاب گرمتر بتاب... *

>>(متن از دوسته خوبم (ش)ازش ممنونم)<<

{عیدتون مبارک...یه سبد پر از آرزو های خوش تقدیم به شما...}

نوشته شده در سه شنبه 2 فروردین1390ساعت 20:41 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|


آخرين مطالب
» منتظری چه اتفاقی بیفتد؟
» برايه ثانيه اي تــنــهــا...!!!
» دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده...
» خسته شدم....
» دوستت دارم...
» من فقط یه چیز می گم
» زندگی ولم کن...
» دل نوشته...
» ܓܨܓܨ حرف دل !ܓܨܓܨ
» کاش میدانستی
Design By : Pars Skin


نوشته هاى عاشقانه